مرتضى راوندى
86
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
بيگانه ، كه چندان به استقرار وضع اقتصادى علاقه نداشت ، بر جان و مال رعايا حاكم بود . » « 1 » طبقات و گروههاى اجتماعى در طى قرن چهارم و پنجم هجرى ، در ايران و ديگر ممالك اسلامى ، طبقات و گروههاى مختلف المنافعى زندگى مىكردند . به نظر برتلس ، دانشمند شوروى ، آنچه را كه انگلس دربارهء آلمان در آغاز قرن شانزدهم بيان كرده ، دربارهء جامعهء قرون وسطاى شرق نيز صادق است كه در آن اصناف و طبقات گوناگون ، چون روستاييان آزاد ، سهمكاران ، دهقانان ، امرا ، اعيان شهرنشين ، مأمورين وصول ماليات ، بندگان ، پيشهوران ، كوچنشينان ، فقراى شهرى ، عياران ، غلامان خاصه ، ملايان ، فقها ، شاعران دربارى و دانشمندان زندگى مىكردند . « 2 » در منابع تاريخى غالبا زمامداران وقت به مأمورين و استانداران تأكيد مىكردند كه در حفظ موقعيت طبقات مختلف كوشا باشند ؛ چنان كه در كتاب - التوسل الى الترسل ، در منشور ولايت جند ، مىبينيم كه پادشاه وقت به - حكمران تأكيد مىكند كه : « الطاف خويش را بر اصناف آدميان شامل دارد ؛ ائمه و علما را كه ورثهء انبياء و حفظهء بيضهء دين خدايند ، به چشم اعزاز ملحوظ دارد . . . قضات و حكام را . . . كه امراء شرع و امناء خدايند . . . دست قوى دارد . . . وجوه مشايخ را . . . در جوار رحمت خويش دارد . . . مزارعان و دهاقين را كه سبب آبادى عالم و محصل ارزاق بنى آدمند از تصرف ظلم متجنده و سپاه و از بيگار متغلبه مصون دارد . . . و محترفه و اهل اسواق را از تحمل مشقات محفوظ گرداند تا كارهاى خلايق فرو نماند . . . اصحاب ديوان را بگويد تا مواجب بر ايشان موفر دارند و از ظلم بر رعيت مستغنى گرداند . » « 3 » از منشور سابق الذكر به خوبى پيداست كه در ميان طبقات مختلف جامعهء ايران تنها طبقهء وسيع كشاورزان و پيشهوران كار مىكردند و ماليات مىدادند و همواره مورد تعدى و تجاوز قرار مىگرفتند . « 4 » ترقى نسبى در كشاورزى و فعاليتهاى صنعتى چنان كه ديديم ، از دورهء سامانيان ، از بركت استقلال سياسى و اقتصادى و استقرار امنيت و آرامش نسبى ، كشاورزى و صنعت در ايران رو به وسعت نهاد . سقوط حكومت خلفاى عرب و احياى دولتهاى محلى ايرانى ، سبب گرديد كه ديگر عوارض و مالياتهايى كه از روستاييان و شهريان مىگرفتند ، مانند زمان قدرت خلفا ، از كشور خارج نشود و در داخل ايران در راه فعاليتهاى عمرانى مصرف گردد . به نظر محققان شوروى ، پس از استقرار حكومتهاى مستقل محلى ، بخشى از عوارض و مالياتها صرف احداث قنوات و مجارى آبيارى مىگرديد . باضافه ، مدتى بود كه ايران دستخوش هجوم و تاختوتاز بيگانگان نگشته بود و جنگهاى داخلى ، در دوران مورد بررسى ، به مقياس وسيعى كه موجب ويرانيهاى بزرگ گردد ، وقوع نيافته بود . جغرافيون قرن دهم ميلادى ( حدود قرن چهارم هجرى ) بويژه اصطخرى ، مسعودى ،
--> ( 1 ) . آ . ى . برتلس ، ناصرخسرو و اسماعيليان . ترجمهء . آرينپور ، ص 47 - 42 ( به اختصار ) . ( 2 ) . ر ك : همان . ص 25 . ( 3 ) . بهاء الدين محمد بن مؤيد بندادى ، التوسل الى الترسل . به اهتمام حسن بهمنيار ، ص 29 - 13 . ( 4 ) . براى كسب اطلاع بيشتر ، ر ك : مرتضى راوندى ، تاريخ اجتماعى ايران . ج 3 ، ص 76 به بعد .